حکایت جدید از داستان خرگوش و لاک پشت

داستان مسابقه لاک پشت و خرگوش را حتما به یاد می آورید. در این کلیپ ویدیویی جالب از زوایای مختلف به بررسی این داستان می پردازد. برای علاقمندان حوزه یادگیری ترجمه این داستان را قرار دادم:

روزی لاک پشت و خرگوشی بر سر اینکه کی سریع تر است بحث و جدل داشتند. آنها تصمیم گرفتند این جر و بحث را با مسابقه حل و فصل کنند. بنابراین هردو بر سر مسیر مسابقه به توافق رسیدند و رقابت را شروع کردند. خرگوش با سرعت زیاد ش لاک پشت را پشت سر گذاشت و وقتی دید خیلی فاصله گرفته تصمیم گرفت زیر درختی استراحت کند تا پس از کمی استراحت به رقابت خود ادامه دهد. خرگوش به سرعت خوابش برد. در همین حین لاک پشت به آرامی از وی پیشه گرفت و به خط پایان رسید.

نکته اخلاقی این بخش:  با حرکتی آهسته و پیوسته(استوار) می توان به هدف رسید. 

------------------------------------------------

خوب این داستانی بود که از کودکی با آن آشنا بودیم، اما ادامه داستان به روایت ما همچنان ادامه دارد:

خرگوش از باخت خود ناامید شد و با خود کمی فکر کرد و متوجه شد علت شکستش در عواملی همچون سستی، بی دقتی و خودرای بودن خلاصه می گردد. پس اگر وی ازاین فاکتورها دوری می کرد دیگر لاک پشت نمی توانست وی را مغلوب سازد. لذا مجددا لاک پشت را به چالش فراخواند. این دفعه خرگوش تمام مسیر را بدون وقفه و با سرعت زیاد طی کرد و با فاصله زیاد پیروز گردید.

نکته اخلاقی این بخش: چابکی و استواری می تواند همیشه بر آهستگی و استمرار غلبه کند. این خوبه که ما در حرکت خود روال تدریجی و استمرار را داشته باشیم اما بهتر از آن چابکی و قابل اعتماد بودن است.

------------------------------------------------

داستان هنوز تمام نشده:

این دفعه لاک پشت با خودش فکر کرد و دریافت که در همچین مسیرهایی شانس پیروزی ندارد، لذا درخواست یک مسابقه دیگر با یک مسیر متفات داد. سوت شروع مسابقه زده شده و خرگوش با همان چابکی و استواری در مسیر شروع به دویدن کرد. ناگاه به یک رودخانه ای رسید که مسیر را قطع می کرد و برای رسیدن به خط پایان باید از آن عبور می کرد. خرگوش نشست و با خود فکر کرد. بعد از مدتی لاک پشت به رودخانه نزدیک شد و با شنا کردن از آن گذشت و توانست به خط پایان برسد.

نکته اخلاقی این بخش: ابتدا شایستگی های اصلی(استعداد) خود را شناسایی کنید و سپس برمبنای آن محیط رقابت خود را عوض نمایید.  

------------------------------------------------

صبر کنید داستان هنوز تمام نشده است:

بعد از آخرین مسابقه، خرگوش و لاک پشت دوستان خوبی شدند و با هم اندشیدند و متوجه شدند اگر با هم همکاری داشتنه باشند می توانند مسابقه بهتری داشته باشند. بنابراین تصمیم گرفتند اخرین رقابت خود را با کار تیمی به سرانجام برسانند. در ابتدای مسیر لاک پشت بر پشت خرگوش قرار گرفت و خرگوش با سرعت هر چه تمام تر دوید تا به رودخانه رسید در این زمان جای همدیگر را عوض کردند و با شنا کردن لاک پشت توانستند از رودخانه عبور کنند و مجددا با تغییر جایگاه خود و چابکی خرگوش به انتهای مسیر رسیدند. هر دو احساس خیلی خوبی داشتند خیلی بهتر از رقابت های پیشین.

نکته اخلاقی داستان: به طور انفرادی درخشیدن و یا از استعداد و توان درونی قوی برخوردار بودن خوب است اما با این شرایط همیشه زیر سطح متوسط، عمل می کنید. زیرا همیشه موقعیتهایی پیش می آید که شما در آن کار خوب نیستید. اما در کار گروهی، توان درونی خود را با توان فرد دیگر ترکیب می کنید و همان کار را به خوبی انجام می دهید. 

اساساً کار گروهی به فرد اجازه می دهد که از توان درونی اش برای کسب فرصتی به منظور رهبر شدن استفاده کند. از این قصه درسهای بیشتری می توان گرفت:

1. نه خرگوش و نه لاک پشت، پس از شکست دست از تلاش بر نداشتند. 

2. خرگوش و لاک پشت تصمیم گرفتند سخت تر کار کنند و پس از هر شکست به میزان تلاش خوشان افزودند.

3. گاهی بهتر است استراتژی را عوض کنیم و استراتژی دیگری را بیازمائیم و گاهی بهتر است از هر دو استراتژی بهره ببریم.

4. خرگوش و لاک پشت درس حیاتی دیگری نیز گرفتند. وقتی رقابت علیه رقیب را متوقف می کنیم و در عوض به رقابت علیه موقعیت می پردازیم خیلی بهتر کار را اجرا می کنیم.


وقتی روبرتو گویزتا در دهه 1980 مدیریت کوکاکولا را به عهده گرفت با قدرت و توانٍ شدید با قدرت و توان پپسی که رشد کوکاکولا را مورد تعرض قرار می داد روبرو شد. مدیران اجرائی کوکاکولا، پپسی زده شده بودند و تصمیم گرفتند که از رقابت با پپسی دست بردارد و در عوض با افزایش رشد یک درصدی سهام، با پپسی رقابت کند. گویزتا از مدیران اجرائیش پرسید که متوسط مصرف هر آمریکایی در هر روز چقدر است پاسخ دادند 14 انس. چقدر آن سهم کوکاکولاست؟ پاسخ دادند 2 انس. گویزتا گفت که کوکاکولا به سهم بزرگتری از این بازار نیاز دارد. کاری که او کرد در اصل رقابت با پپسی نبود. او دنبال راهکار های دیگری به منظور وارد کردن اقلام جدید به بازار که مشتمل بر آب خوردن، چای، قهوه، شیر و آب میوه رفت تا جایگزین 12 انس باقی مانده شود. در پایان کوکاکولا ، ماشین های فروش آب میوه و دیگر نوشیدنیها را در گوشه و کنار خیابانها نصب کرد. از آن زمان پپسی هیچ گونه مقابله و در گیری با کوکا نداشت.


5. با توجه به مطالب بالا سرعت و پایداری همیشه آهستگی و سکون(بی رمقی) را مغلوب می کند. بنابراین در شرایط رقابتی کار کنید.
6. از منابع موجود با کار تیمی بهره گیری کنید زیرا همیشه تک روی و کار فردی منجر به شکست است. هرگز تسلیم شکست نشوید. و در نهایت با موقعیت ها مقابله کنید نه اینکه با واقعیات مقابله کنید.

 

جهت دانلود کلیپ ویدیویی داستان با زیرنویس انگلیسی بر روی تصویر بالا کلیک نمایید